رادمانرادمان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

بلبل خونه ما کیه ؟؟؟؟؟

سلام پسر نازنینم.  امروز میخوام رسماً تکامل مراحل زیبای سخن گفتنت رو اعلام کنم. بلههههههههههههه بلاخره میشه گفت که رادمان جون کاملا حرف میزنه و تمام خواسته هاشو با جملات زیبا و قشنگ بیان میکنه ...... بله پسرم  تا حالا کلمات بود حالا شده جملات با کلمات و افعال دلنشین .   پسرم بهت تبریک میگم . امیدوارم همیشه شیرین سخن باشی و به جا و سنجیده سخن بگی عزیزم. حالا دیگه یه مرد تمام عیار و مودب شدی واسه بابا و مامان. بابا و مامان از داشتن فرزندی مثل تو به خودشون میبالن و بهت افتخار میکنن که انقد با زکاوت و باهوشی عسلم. هر وقت ازت میپرسم بلبل خونه ما کیه ؟ جواب میدی : آمان کوچولو به من میگی ...
26 خرداد 1392

رادمان جونم رای داد

  سلام پسر گلم . دیروز  روز انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر بود. من و مامان جون و شما با هم رفتیم پای صندوق رای..... و تو پسر نازنینم اولین رایت رو به صندوق انداختی. خیلی شیطونی میکردی. وقتی هم که گذاشتمت کنار صندوق کلی ذوق کردی بودی .... مامان فدای شیطونیات. بعدم که ازت میپرسیدم رادمان چیکار کردی ؟  با لهجه شیرین کودکیت میگقتی:  رای دادی به دایی دلاملی (غلامعلی) و رویانی (روحانی) ... الهی من فدای این شیرین زبونیات...         هزار ما شا الله به تو پسر خوب ...
25 خرداد 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به می باشد